خرید بک لینک

درباره سایت

روزای من

امکانات وب

بنام خدا

بالاخره 31 اردیبهشت حوالی ساعت7/15 دقیقه حرکت کردیم بسوی قم .بالاخره بعد رفتن مسافتها به قم (جمکران) رسیدیم .سه روز قم جمکران بودیم عالمی بود برای خودش روز نیمه شعبان.جشن بود وسرور .فش فشه هادر هوا دعا نیایش صلوات ووو.بعدش بماند که قبل نیمه شعبان نوه ی عمم گم شد ولی باکمک آقا پیداشد ودل همه بخصوص مادرش آرام گردید.مشهدهم خوش گذشت روز اول باران همراهمان بود وووخیلی خوش گذشت ان شالله قسمت همه بشه.بعد از راه شمال برگشتیم خونه .سفر خوبی بود شکرخدا با سلامتی کامل برگشتیم .اما روز اول سفر خبری شنیدم که همش غمگین بودم نمیدونستم چیکارکنم فقط داشتم کمک میکردم هم به خودم هم به ح وهم به دختری که میدانست ولی وارد زندگی عشق من شده بودومن اما از اقا خواستم اگه صلاحه بهم برسن وگرنه محبت عشقمو از دل دختره بیرون کنه.خیلی سخت گذشت وداره میگذره ولی تحمل میکنم.

روز یکشنبه باهات قرار گذاشتم رفتیم نهار دیدمت ولی دلم شکسته ازت همش یاد خیانتت میوفتم بهم میگی خیانت نکردی ؟ولی کردی بادختره حرفیدم دلم گرفت گریه کردم حالاشم میکنم ولی تمومت میکنم تو دلم.میگی نرو مال منی ولی من نمیتونم بمونم عاشقتم ولی نمیتونم میدونی دختره هم گفت عاشقمی چراکه بهش گفتی عاشقمی ولی من باورت ندارم.میخوامت ولی میدونم نمیتونم این موضوع رو فراموش کنم امشب دلت اکانت کردم تا مزاحمت نشم تاراحت شی.

برچسب: نویسنده: ساحل عباسیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:36

صفحه بندی