خرید بک لینک

درباره سایت

روزای من

امکانات وب

بنام خدا

اينروزا خيلي خسته ام وبه يه خواب عميق احتياج دارم چه روحي چه جسمي.ديروز داشتم باين فكرميكردم اگه آقاي مدير يهويي لجاجتش بگيره ومرخصي نده چيكاركنم؟بعد باخودم گفتم استعفا ميدم ولي بعدش گفتم نه بخاطر يه سفرتواين زمون كه همه از بيكاري دم ميزنن استعفا بدم؟؟البته اين قدر زير قرضم كه نتونم استعفا بدم ولي اينقدرم حقوقم كمه كه دلم بكار نمياد البته رفتاراي مديركه همش باعث آزاره.واما از امروز جدي تصميم گرفتم ترك اعتيادكنم اعتيادي كه به موبايل پيداكردمو .بجاش خودمو باچيزاي ديگه مشغول كنم وروزي 1 يا 2 ساعت تو دنياي مجازي باشم نه مثل سابق از صبح تا بامداد.ديروز شنيدم دختر دوست مامان عقدشه ان شالله خوشبخت شه واما خدا اين همدم وهمنفس من كجاي اين دنياي به اين بزرگه كه هنوز نتونسته پيدام كنه وبياد باهم خوشبخت شيم؟

ديشب اومدي تلگرام ولي پيام ندادي بهم نميدونم چراما اينطوري شديم؟واقعا چرا؟

برچسب: خسته ام,خسته ام من,خسته ام مثل,خسته ام از این کویر,خسته ام علیزاده,خسته ام از دنیا,خسته ام شعر,خسته ام از خودم,خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری,خسته ام من یساری, نویسنده: ساحل عباسیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:36

صفحه بندی